<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>عبید شاکی &#187; طنز داستان</title>
	<atom:link href="http://www.rezasaki.com/category/ironi/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.rezasaki.com</link>
	<description>نوشته‌های رضا ساکی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 05:52:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>روانی، قسمت دوم</title>
		<link>http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/</link>
		<comments>http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Nov 2011 20:33:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رضا ساکی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه‌ها و خاطره‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[طنز داستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rezasaki.com/?p=3846</guid>
		<description><![CDATA[اول فکر می‌کردم یادم رفته است زیر گاز را روشن کنم. اما حالا یک ساعت است که کتری روی شعله‌ی بزرگ گاز است ولی آب جوش نمی‌آید. آب کتری را عوض می‌کنم. باز منتظر می‌مانم ولی آب حتا گرم هم نمی‌شود. کتری را با آب معدنی پر می‌کنم ولی هیچ اتفاقی نمی‌افتد. آب گرم نمی‌شود. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اول فکر می‌کردم یادم رفته است زیر گاز را روشن کنم. اما حالا یک ساعت است که کتری روی شعله‌ی بزرگ گاز است ولی آب جوش نمی‌آید. آب کتری را عوض می‌کنم. باز منتظر می‌مانم ولی آب حتا گرم هم نمی‌شود. کتری را با آب معدنی پر می‌کنم ولی هیچ اتفاقی نمی‌افتد. آب گرم نمی‌شود. شیر داغ ظرف‌شویی را باز می‌کنم و دستم را زیر آب می‌گیرم. سرد سرد است و هر چه می‌گذرد سردتر می‌شود. گوشم را روی زمین آشپزخانه می‌گذارم و به صدای شوفاژخانه گوش می‌دهم. شوفاژخانه کار می‌کند ولی آب گرم نیست. لحظه‌ای می‌نشینم و فکر می‌کنم و چند سوال علمی طرح می‌کنم. آیا فقط آب است که گرم نمی‌شود؟ مقداری روغن مایع توی قابلمه می‌ریزم و می‌گذارم روی شعله. چند دقیقه بعد روغن شروع می‌کند به جوشیدن. پس مشکل از آب است. آب گرم نمی‌شود. بلافاصله به مرکز آب منطقه زنگ می‌زنم. آقایی مسنی گوشی را برمی‌دارد می‌گویم دو ساعت است آب در منطقه گرم نمی‌شود شما گزارش دیگری دارید؟ می‌خندد و می‌گوید این روزها هیچ جا از کسی آبی گرم نمی‌شود. می‌گویم جدی گفتم، سینه‌اش را صاف می‌کند و پاسخ می‌دهد من هم جدی گفتم. می‌گویم چه باید کرد؟ می‌گوید صبر. می‌گویم دو ساعت است آب روی آتش است ولی گرم نمی‌شود. می‌گوید عیب از شعله است لابد، مگر خبر نداری کویت دارد گازمان را می‌کشد طرف خودش، چیزی نمی‌ماند برای ما جز همین گاز بی‌زور. می‌گویم روغن را داغ می‌کند ولی آب را نه. می‌پرسد تنهایی؟ می‌گویم بله. می‌گوید من هم بعد از رفتن زنم تنها شدم و دایم خیالاتی می‌شدم، اما الان خوبم. ازدواج کن. می‌گویم شما آنجا ننشسته‌اید که در مسایل خصوصی مردم دخالت کنید باید پاسخ‌گو باشید. می‌گوید پس همینطور عزب بمان تا روانی بشوی، روانی. قطع می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">هر چه می‌کنم جلوی خودم را بگیرم نمی‌توانم. گرم نشدن آب یعنی آغاز تمام شدن جهان. اگر انسان دیگر نتواند آب را گرم کند باید در سیاره‌های دیگر به دنبال آب جوش بگردد. انسان بدون آب گرم نمی‌تواند آشپزی بکند،‌ حمام برود، انرژی تولید کند، خانه‌ها را گرم کند. همین حالا می‌گویند جنگ جهانی بعدی جنگ آب است ولی اگر آب دیگر گرم نشود جنگ بعدی بر سر آب جوش است. شماره تلفن انجمن فیزیک را پیدا می‌کنم. شماره را می‌گیرم، می‌رود روی پیغام‌گیر. برایشان پیغام می‌گذارم که بنا بر شواهد علمی از دو ساعت و نیم پیش آب گرم نمی‌شود و شما بهتر از من می‌دانید اگر آب گرم نشود یعنی تبخیر نمی‌شود و به زودی دیگر در جهان باران نخواهد بارید و بشر با مشکل پخت غذا و چایی و قهوه روبرو می‌شود. چند بار پیغام می‌گذارم تا خیالم راحت بشود صدای من را می‌شنوند. چند بار آزمایش را تکرار می‌کنم. آب در هیچ ظرفی گرم نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">نمی‌توانم آرام بنشینم به ستاد بحران منطقه زنگ می‌زنم می‌گویم سه ساعت است آب در منطقه گرم نمی‌شود، باید اعلام بحران کنید. می‌گوید اینجا ستاد بحران بلایای طبیعی است. می‌گویم بلا از این طبیعی‌تر که آب جوش نمی‌آید؟ می‌گوید در شرح وظایف ستاد بحران گرم نشدن آب تعریف نشده است ما برای سیل و زلزله اعلام بحران می‌کنیم که آن هم شرایط خاصی دارد. می‌گویم حق داشته‌اند گرم نشدن آب را در شرح وظایف قید نکرده‌اند چون کسی فکرش را نمی‌کرده لابد و از نظر علمی هم تقریبا غیرممکن به نظر می‌رسیده ولی این بحران از زلزله بدتر است باید اعلام بحران کنید مردم بدانند آب دیگر گرم نمی‌شود. با ستاد بحران هم به نتیجه نمی‌رسم و آب همچنان بر آتش است و ذره‌ای گرم نشده است اما شبکه‌های خبری و سایت‌ها هیچ خبری از این اتفاق مهم مخابره نکرده‌اند. فردا که مردم برای خرید نان به نانوایی بروند و ببینند نان نیست و شاطر نتوانسته آب را گرم کند عصبانی می‌شوند و به خیابان می‌ریزند. نان قوت اغلب مردم است و بدون نان زندگی ممکن نیست. به اتحادیه‌ی نانواها زنگ می‌زنم کسی گوشی را برنمی‌دارد. به محل اتحادیه می‌روم و در می‌زنم. کسی از داخل داد می‌زند ها؟ می‌گویم آمده‌ام خبر مهمی به شما بدهم. می‌گوید اتحادیه تعطیل است. خوشحال داد می‌زنم به دلیل گرم نشدن آب؟ عصبانی پاسخ می‌دهد نه به دلیل گران شدن آرد.</p>
<p style="text-align: justify;">یک هفته است آب گرم نمی‌شود و من تمام تلاش خودم را کرده‌ام تا بشریت را از این اتفاق آگاه کنم. یک هفته است آب گرم نمی‌شود ولی آب از آب تکان نخورده است. شاید مردم عادت کرده‌اند. بشر همین است دیگر، زود عادت می‌کند. به آلودگی هوا، به شلوغی، به دیر خوابیدن و زود بلند شدن، به کار کردن&#8230; بشر زود عادت می‌کند، لابد مردم به آب سرد عادت کرده‌اند. نمی‌دانم ولی به محض این که دوره‌ی نقاهتم تمام بشود و دست‌هایم را از تخت باز کنند می‌روم ببینم مردم چه طور بدون آب گرم زندگی می‌کنند. باید از دوره‌ی یخبندان هم سخت‌تر باشد.</p>
<p><a href="http://www.facebook.com/pages/%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%85%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%BE-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AFJADID-MAG/191375117607531" target="_blank">از هفته‌نامه‌ی «جدید» شماره‌ی ۲۳ سه‌شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰</a></p>

				<div>
					<h4>8 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/0f95a9f1ebf228abe9ade88a0f0a4726?s=16&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D16&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>رضا امیری:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/comment-page-1/#comment-2487">۱۸ آبان ۱۳۹۰</a></small>
							بسیار زیبا بود.اینقدر که نتوانستم به یک 1+ در گوگل کفایت کنم.البته چیز زیادی هم برای گفتن ندارم.اما گمان کنم همین که بگویم بسیار زیبا بود،کفایت می کند.
واقعا زندگی سخت می شود،مخصوصا برای من که بدون چای ادامه ی حیات برایم مشکل است.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/bfae8b4ec9dc3abc6fdf1d93bb4f4d13?s=16&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D16&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>م:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/comment-page-1/#comment-2488">۱۸ آبان ۱۳۹۰</a></small>
							سلام، زيبا. واقعا" زيبا...
آه افسوس و صد افسوس كه ديگر آبي گرم نمي شود. اي عزيز.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/1184aa5d480eb1b90699c2b85a9a4b9c?s=16&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D16&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>مرضیه:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/comment-page-1/#comment-2489">۱۸ آبان ۱۳۹۰</a></small>
							واقعا بلا از این طبیعی تر.... اصلا کسی هم به ذهنش نمی رسه که اگه آب گرم نشه چه بلایی سرمون میاد... چه نعمتایی داریم و بهش عادت کردیم و قدرشونو نمی دونیم... 
دستمو زیر آب گرم می گیرم و شکر می کنم...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/4d37d2012e6fe29ca32fe108be6dc97c?s=16&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D16&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>سمیه مروتی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/comment-page-1/#comment-2490">۱۸ آبان ۱۳۹۰</a></small>
							آقا این چه متن ناامید کننده ای بود...با وجود چند تا نخود لوبیای طنز ، بازم حس ناامیدی داشت...مخصوصن جنگ جهانیش!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/f07b32f3596446d0c4a667975df63936?s=16&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D16&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>مجيد زماني:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/comment-page-1/#comment-2492">۱۸ آبان ۱۳۹۰</a></small>
							سلام آقا رضا مي خواستم بدونم ساعت پخش برنامه صبح شما عوض شده؟
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/cfc5e0f016fe10138059edf309e7c34e?s=16&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D16&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>رضا ساکی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/comment-page-1/#comment-2493">۱۸ آبان ۱۳۹۰</a></small>
							سلام. از هفت تا هشت و نیم صبح. یک هفته در میان برنامه هست. از هفته‌ی دیگر باز در خدمت هستم.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.rezasaki.com/?cof_write=3846">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://www.rezasaki.com/?cof_list=3846">2 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rezasaki.com/1390/08/18/hafte-nameye-jadid-ravani02/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

