دیگر به پونصد هزار تومان «نیم میلیون» نمیگویند
کوچک که بودم واژهی «اسکناس» واژهای پر کاربرد بود. ما بچهها آن وقتها زیاد با اسکناس میانهای نداشتیم، یعنی به دردمان نمیخورد. اسکناس را بیشتر عیدها میدیدیم آن هم وقتی اسکناسهای نوی بیست تومانی و پنجاه تومانی و صد تومانی و نهایت دویست تومانی عیدی میگرفتیم. خرجی ما و پول توی جیبیمان سکه بود نه اسکناس. خوب یادم هست از مدرسهی شهید «مرادداودی» در آن سر شهر خرمآباد با سه تومن تا خانهیمان در آن سر دیگر شهر میرفتم. سه تا تک تومنی. آن وقتها فرق ما با بزرگترها و باباها در این بود که آنها توی کیفشان اسکناس داشتند، اسکناسهای قرمز پونصد تومنی و هزار تومنی یعنی درشتترین پول روزگار ما که خیلی پول بود، خیلی. یادم هست اولین باری که پونصد تومانی عیدی گرفتم از پدرم بود و آن وقت بود که فهمیدم بزرگ شدهام.
حالا اما «اسکناس» واژهای مهجور است. حالا به همه چیز پول میگوییم، دیگر پول خرد و اسکناس نداریم. دیگر به پونصد هزار تومان «نیم میلیون» نمیگویند. همین طور که روزگار عوض شده است ما عوض شدهایم و این چیزها هم که نوشتم عوض شده است. یادش بخیر دههی شصت با همهی سختی و سیاهی و غصهای که داشت. جنگ بود ولی از حالا بهتر بود گمانم.



من که اون دوره نبودم
ولی اینو خوب میدونم اون وقت طرف مقابل جنگ معلوم بود
میدونستی وقتی عصبانی از صدای بمب و درگیری هستی به کی و چی و کدوم ملت باید فحش بدی تا عصبانیتت خالی بشه
ولی حالا طرف مقابلمون …
تف سر بالاست دیگه
آدمو با خودش درگیر کردند
دشمن خودمون شدیم
وااااای گفتی,کرد گل گفتی. بهترین سالهای عمرم. دوست داشتم می شد یه کاری کردبرگردم به همون موقع هایی که با پدر عزیزم توی صف جنس کوپنی می ایستادیم. همون روزایی که با تلوزیون سیاه و سفید ۱۴ اینچ با کارتون نیک و نیکو خیلی راحت سرمون گرم می شد.( راستی من هم اولین بار از بابا پونصد تومنی عیدی گرفتم و تا همین چند سال پیش داشتمش)هی … رضا داغ دلمو امشب تازه کردی.هی….
راستی رادیو فرهنگ خوان رو همین الان توی خوابگرد دیدم چرا خودتون لینک رو نگذاشتید آقا. خدا پشت و پناهت, خانه ات آبادان.
ما دو سه دهه بعد از شمائیم !
نمی دانیم چه خبر بود ! نمی توانیم بگوئیم یادش بخیر ! یا چه زمانی بود !
نه آنوقت ها وضعمان طور دیگری بود و نه حالا
تغییر زمانه طور خاصی برایمان نبود !
همیشه اسکناس عیدی گرفتیم و اسکناس پول توجیبی داشتیم
اگر هم کاری کردیم خوشی زیر دلمان زده !
می فهمید که ؟
رضا ساکی پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۹۰ ۷:۳۷ ب.ظ:
بله.
هی ….
یاد اون روزا بخیر قدر ندونستیم:(
بهتر که نبود آقای ساکی فقط ما بچه بودیم و همه چیز به نظرمان خوب بود. نظر به آینده داشته باشید بهتر است. با خاطره بازی انسان درجا میزند.
رضا ساکی پاسخ در تاريخ بهمن ۸م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ ب.ظ:
بله همیشه کودکی خوب است چون بچه بودیم این را هم قبول دارم
سلام
با اجازهتان، این مطلب را با ذکر آدرس، در سایت خودم منعکس کردم.
ممنون