روانی قسمت ششم

این قسمت از روانی به دلیل اشاره‌ای کوتاه به انتخابات کشور دوست، روسیه چاپ نشد. تقدیم به خوانندگان وبلاگ که پی‌گیر حال روانی بودند.

چیزهایی زیادی در این دنیا هست که نمی‌فهمم. نه این که نفهم باشم، نه، متوجه نمی‌شوم. مثلا نمی‌دانم چرا برخی دایم در فکر ساختارشکنی و ایجاد نحله‌های نو مثلا در هنر هستند. جایی می‌خواندم که آوازه‌خوانی گفته بود باید در ابوعطا تغییراتی ایجاد کنیم. یکی نیست بپرسد چه تغییراتی؟ ابوعطا کمی این طرف‌ دیگر ابوعطا نیست، بیات زند است و کمی آن طرف لابد دشتی. یعنی چه ابوعطا باید تغییر کند؟ ابوعطا ابوعطاست با ده گوشه، نه کمتر نه بیشتر. مگر لباس است که عوض‌اش کنیم؟ رنگ حربی را با تغییر بزنیم دیگر ماهور نیست، چه می‌دانم رنگ فرح را عوض کنیم دیگر همایون نیست. این حرف‌ها یعنی چه؟  همین صبح توی برنامه‌ی آشپزی تلویزیون مجری برنامه داشت آموزش می‌داد که می‌شود توی سالاد شیرازی کلم پخته هم بریزیم. یعنی چه؟ چرا باید توی سالاد شیرازی کلم پخته بریزیم؟ سالاد شیرازی به همین خیار و گوجه و پیاز است که سالاد شیرازی است. آن هم با مواد ریزریز شده نه این که سر و ته خیار را بزنیم بندازیم توی کاسه و بگوییم سالاد شیرازی درست کرده‌ایم. این آتش ساختارشکنی از گور فلاسفه بلند شده و دارد جهان را عوض می‌کند. همین سر ظهر همسایه‌ی تخت بغلی توی چایی انار ریخته بود و می‌گفت خوشمزه شده است. گفتم جای انار توی چایی نیست، حتا اگر خوش طعم بشود نباید انار توی چایی بریزیم توی چایی باید لیمو ریخت، دارچین ریخت، هزار کوفت دیگر هست که آدمی‌زاد سال‌ها در چایی ریخته است و هرگز انار نریخته است، پس نباید مرض داشته باشیم و در چایی انار بریزیم.

مرا به دیوانگی متهم نکنید من با تغییرات به جا موافقم، با ساختارشکنی درست هم موافقم ولی موافق نیستم برای تغییر در فوتبال وسط زمین تور بکشیم چون آن وقت دیگر فوتبال نیست والیبال است. با تلفیق در موسیقی موافقم ولی باید پیانونواز ایرانی بنوازد نه این که افه‌های موسیقی کلاسیک بیاید. نور به قبر مرتضی خان محجوبی ببارد با آن پنجه‌های طلایی‌اش. یک روز یک برنامه‌ی رادیویی می‌شنیدم که گوینده اول برنامه خداحافظی می‌کرد آخر برنامه سلام احوال‌پرسی. یعنی چه؟ این احوال در سیاست هم هست، مثلا همین جنگولک‌بازی که آقایان پوتین و مدودف راه انداخته‌اند. اینها ساختارشکنی است؟ که یک دوره این نخست وزیر باشد آن ریس جمهور و بعد این رییس جمهور آن نخست وزیر؟ خب بنشینید سر جای‌تان مادام العمر حکومت کنید. ها؟

صبح وقتی تلویزیون داشت برنامه‌ی آشپزی نشان می‌داد به تلویزیون زنگ زدم آقایی گوشی را برداشت گفتم چرا به مردم چیزهای خوب یاد نمی‌دهید؟ به جای این که به مردم یاد بدهید مثل آدم سالاد شیرازی درست کنند می‌گویید توی سالاد شیرازی کلم پخته بریزند؟ آقای پشت گوشی جواب داد این هم یک روش است. گفتم پس امشب که رفتی پمپ بنزین به جای بنزین نوشابه توی باک بریز این هم یک روش است. گفت چرا بی‌ربط می‌گویی و تلفن را قطع کرد. همیشه همین طور است، مردم وقتی حرف‌های من را نمی‌فهمند گوشی را قطع می‌کنند. یک بار به یک انتشاراتی زنگ زدم و گفتم این چه کتابی است که منتشر کرده‌اید؟ جواب داد به تو چه. این رفتار اهل فرهنگ است. طرف برداشته یکی دو بیت از غزل حافظ بیرون کشیده گذاشته کنار هم و ادعا می‌کند غزل را کوتاه کرده‌ام و حرف حافظ را خلاصه کرده‌ام. چرا؟ حافظ اگر می‌خواست خودش خلاصه می‌گفت…

یک جا هم که من به ساختارشکنی و ایده‌‌های نو اعتقاد دارم در علم پزشکی است ولی وقتی این چیزها را با دکترم در میان می‌گذارم فقط قرص‌هایم را بیشتر می‌کند. همین یک کار را بلد است، می‌گوید شب‌ها را دو تا بخور و یکی هم ظهر اضافه کن. سال‌هاست شب‌ها دو تا می‌خورم و ظهرها هم یکی اضافه می‌کنم ولی افاقه نمی‌کند. کاش کسی پیدا می‌شد به من بگوید چرا باید در آب‌گوشت به جای نخود کشمش بریزیم؟ چون خوشمزه می‌شود؟

سه شنبه, ۶ دی ۱۳۹۰
  • دی ۶م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۵۲ | #1

    همین کارها رو می‌کنی که از کشور دوست و همسایه «روسیه» به وبلاگت حمله میشه دیگه!

  • مرضیه
    دی ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۱ | #2

    به خاطر همین ساختارشکنی هاست که ما کار می کنیم عده ی دیگه ای پولدار می شن؟

  • دی ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۱ | #3

    (هنوز که هنوزه این ذوق مرگی توی وجودم مدام میپلکد!…اینکه پیدایتان کردم اینجا!…چقدر جالب یک نفر را هم توی دنیای مجازی بخوانی هم حقیقی!)

    در کمال تاسف میفهمم چی میگی !
    نمونه اش را میشود توی تخت جمشید دید…پشت پرده صدای سنگ تراشیدن میاید…!
    حالا بگذریم …
    به نظرم دکترت را عوض کنی … خیلی از این مسائل حل میشود!

  • طناز
    دی ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۴۸ | #4

    درود
    ببین اونا چین که یه روانی ازشون ایراد میگیره

  • دی ۷م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۴ | #5

    همه ی ساختارشکنیا به کنار!
    میدونین مسئه چیه؟! اینکه شبا دوتا بخوره مشکی نیس، ولی اگه ظهرا یکی اضافه کنه!!! آقا اصن این چه وضیه؟!
    هر دفه یکی به ظهر قبلی اضافه کنه؟؟؟!!! ا کی؟ تا کجا؟ اعداد طبیعی که از بالا کراندار نیستن! مگر اینکه بخان ساختار شکنی کنن!!!

    یکی به داد این روانی برسه… دکترش روانی تره انگار! :(

  • دی ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۱۹ | #6

    شما که دیشب هک بودی! :-O

    رضا ساکی پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۹۰ ۸:۲۹ ب.ظ:

    هک نیستم دیگه :)

نظر شما چیست؟

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>