دودشناسی (دودولوژی!) یا آفتی که پشم همه را به باد داد
کتابهای تک موضوعی که دید ژورنالیتسی نسبت به موضوع دارند اغلب آثار خوبی از کار در نمیآیند و خوانده نمیشوند. یکی از کتابها کتاب «دود شناسی» با عنوانهای فرعی «دودولوژی» یا «آفتی که پشم همه را به باد داد» است. این کتاب را «میم ارجمند» نوشته است و نشر «پیکان» منتشر کرده است.
اما کتاب «دود شناسی» در میان کتابهای تک موضوعی که دیدی ژورنالیتسی به موضوع دارند یک استثناست. سخن هم این نبود که همهی آثار تک موضوعی آن هم در زمینهی طنز موفق نیستند بلکه گفتیم اغلب چنین نیستند به ویژه اگر زاویه دید داستانی هم به موضوع نداشته باشند کلاهشان پس معرکه است و باید خیلی دقت کنند که مخاطب حوصلهاش سر نرود و کتاب را تا آخر بخواهند آن هم در یک موضوع خاص.
«دود شناسی» کتابی است دربارهی سیگار کشیدن و سیگار نکشیدن، تاریخ پیدایش دود، نگاهی به دود به از منظر زبانشناسی، نگاه اسطورهای، دیدگاه آیینی، طالعبینی و … که همه و همه حول محور همان سیگار است. ویژگی منحصر به فرد کتاب «دود شناسی» نگاه خوشمزه به موضوع است به طوریکه که از خشمزگی گاه خندهدار نیز هست. میم ارجمند به خوبی موضوع سیگار و دود را در ۱۴۸ صفحه به شوخی گرفته و به خوبی از پس آن برآمدست و به اصطلاح با این که روی یک موضوع کار کرده است ولی کم نیاورده است و تا توانسته نکته گفته است و بازیگوشی کرده است.
«دود شناسی» یک اثر روانشناسی طنز است، که به خوبی رفتار سیگاریها را نقد کرده است و حتا از پس پیشبینی رفتار آنها نیز برآمده است. مطالعهی «دود شناسی» به ما نشان میدهد که رویکرد، خوشمزگی و تمام کردن مطلب در جای مناسب از لوزام اصلی در طنزنویسی است. البته هیچ کس منکر اهمیت موضوع نیست ولی چه بسا موضوعهای خوبی که در قلمی تلف میشوند و چه بسا موضوعهای کلیشهای که در قلمی توانا خواندنی میشوند.
بخشهای گوناگون این کتاب انصافا خواندنیاند و کتاب کتاب یکدست و روانی است. در آغاز فصل «نگاه اسطورهای» آمده است:
«عجیب است یونانیها با آن همه خدای جورواجور که در افسانههای قدیمی خود دارند، هیچ جایی برای خدای دود باز نکردهاند. شاید علتش این بوده که به سلامت جسم بهای زیادی میدادهاند، فراموش نکنیم که یونانیها به جز فلسفیدن، عاشق ورزش و بدنسازی بودهاند، از همین رو عنایتی به کشیدن چیزی نداشتهاند الا کشیدن وزنههای سنگین در میدان مسابقات، یا آویختن سنگ ترازو به بیضههای خود، که هرکول معروف استادش بود. آتشی که پرومته از زئوس ربود، از آتشهای ناب افسانهای است که فاقد دود است. تمثیل داستان را شما بهتر از من میدانید. این در شاهنامه نیز که کهنترین سند اسطورهای ایران زمین است، قهرمان دودی پیدا نمیکنید. یعنی آن قدر شور و حرکت در درگیری وجود دارد که کسی فرصت قلیانکشی پیدا نمیکند بماند که چطور پردههای شاهنامه مدتها زینتبخش قهوهخانههایی بود که چپقکشی در آنها امری عادی تلقی میشد…»
این که نویسندهی طنز بتواند از میان اطلاعات واقعی که به مخاطب میدهد و از طریق همانها طنازی کند کاری است که میم ارجمند به خوبی از پس آن برآمده است. یعنی تسلط نویسنده بر بحث مهم است و در جای جای کتاب خود را بر مخاطب عرضه میکند و کمتر پیش میآید مخاطب مزر میان واقعیتهای تاریخی و اطلاعاتی که نویسنده میدهد را با طنز و شوخی تشخیص ندهد.
لطفا هنگام مطالعهی این کتاب سیگار نکشید.
به نقل از: «گلآقا»


