بخشی از خاطرات «سید محمد خاتمی» دربارهی حوادث دوم خرداد سال ۷۶
این خاطرات برای نخستین بار در وبلاگ «عبید شاکی» منتشر میشود. با سپاس از آقای «خاتمی» که این خاطرات را در اختیار ما قرار دادند. این خاطرات را خود ایشان تایپ کردهاند که عینا از روی فایل مورد نظر منتشر شده است:
«یادم میآید قبل از سال ۷۶ در مشهد جوان خوشسیمایی خود را نامزد مجلس کرده بود، آن جوان خیلی خوشسیما بود، خیلی، آن قدر که همه جا دربارهی خوشسیمایی او بحث میشد، لباسهای شیکی هم میپوشید، خیلی شیک، یادم میآید عینک هم میزد، عینکاش هم خیلی قشنگ بود، به صورتاش میآمد، اصلا همین جوان باعث شد که دوستان در «مجمع روحانیون مبارز» بیایند سراغ من. یادم میآید یک روز در خانه نشسته بودم که در زدند، آقای «ابطحی» و «حجاریان» آمدند تو، سعید یک عکس دستاش بود که آورد گذاشت کنار صورت من و به محمدعلی گفت: بگو کدام خوشتیپتر است؟ و محمدعلی جواب داد: سید محمد. من نمیدانستم آنها چه میکنند، خیلی زود رفتند و فردا از مجمع برایم نامه آمد که سید بیا نامزد شو که راهاش را پیدا کردهایم.
مجمع آن قدر تحت تاثیر آن جوان بود که اصرار میکرد من مشهدی حرف بزنم تا بیشتر در دل مردم جا باز کنم. یادم هست آقای «عبدی» برایم کلاس کار در «کافیشاپ» گذاشته بود تا من هر چه بیشتر در دل مردم جا باز کنم و از طرف مجمع یک پیانو هم گذاشته بودند در ستاد تبلیغاتی، تا من هر چه بیشتر در دل مردم جا باز کنم.
این جوان باعث شد ما در آن سالها ما به خودمان بیشتر برسیم و نظافت را رعایت کنیم. دوستان اصولگرای ما هم تحت تاثیر او بودند و اصلا رقابت اصلی ما در این بود که کدام جناح خوشتیپتر است. حتا شاید «کلینتون» هم تحت تاثیر او بود چون خیلی خوب لباس میپوشید. عبای من هم از همان روزها شکلاتی شد تا بیشتر خوشتیپ بشوم. خلاصه ما هر چه داریم از آن جوان داریم».



خدا آن جوان را برای همه ما نگهدارد
برای سلامتی ان جوان رعنا صلوات!
امام علی (ع):در آخرالزمان یاران دجال شال های سبز بر دوش خود خواهند داشت