«اصل مطلب» یا اتفاقی مهم در شعر طنز فارسی
سرکار خانم «نسیم عرب امیری» حرکت ادبیای را موجب شد و شعری دربارهی استاد زرویی سرود و از دیگران هم خواست بسرایند. امید مهدینژاد و اسماعیل امینی و عباس حسیننژاد سرودند و من را هم دعوت کردند به سرودن. از آنجا که شاعر نیستم، نقد کوتاهی نوشتم بر کتاب «اصل مطلب» استاد تا پاسخگوی دعوت دوستان باشم. در حد آن چه میدانم نوشتهام، امیدوارم بندی آب نداده باشم.
در یکی از نشستهای «دگرخند» با موضوع نقد کتاب «اصل مطلب» که با حضور استاد موسوی گرمارودی و استاد زرویی برگزار شده بود دوستی از زرویی نصرآباد سوالی کلیشهای و ناپخته پرسید: استاد شما برای سرودن هر شعر چه قدر وقت میگذارید؟ سوال بیجا و دمدستی بود، به طوری که موجب تعجب استاد موسوی گرمارودی و شخص زرویی شد، پاسخ استاد زرویی هم آمیحته به شوخی بود، اما همین سوال باعث شد تا در جلسه کمی دربارهی ریشههای شعر و تفکر زرویی نصرآباد بحث شود. چیزی که قصد دارم آن را با دانش اندک خود کمی بشکافم.
«اصل مطلب» به گمان من یک اتفاق مهم در شعر طنز فارسی است به طوری که میتوان شعر طنز فارسی را در دوران معاصر به قبل از «اصل مطلب» و بعد از آن تقسیمبندی کرد. دلایل بیشمار است، اما در این فرصت به چند مورد کلی بسنده میکنم:
نخستین مورد از موارد اهمیت «اصل مطلب» مربوط به بدیع لفظی و ویژگیهای زبانی، قالبها، اوزان و…است. زرویی در مجموعه شعر «اصل مطلب» میراثدار و وامدار بزرگانی چون سعدی و ایرج میرزا و دیگران است. او بسیار از این دو بهره گرفته است، اما او نه سعدی و نه ایرج میرزا بلکه ابوالفضل زرویی نصرآباد است. اگر ایرج میرزا پیشرو در قافیه کردن کلمات و لغات بیگانه به ویژه انگلیسی و فرانسه است، زرویی استاد این کار است، کاری که بر شاعران طنزنویس معاصر هم تاثیر شگرفی گذاشته است. آن قدر این قوافی در «اصل مطلب» زیاد و به جا استفاده شده که نیازی به مثال نیست، اما:
در مدیریت ای پسر، میکوش
که نیفتی به عجز و جوش و خروش
گر تو باشی شریف و وارسته
دهن عیبجو شود بسته
این که آلودهای تو یا طاهر
داوری میکنند از ظاهر
میشوی متهم به دزدی و ننگ
گر بپوشی لباس شیک و قشنگ
که خریدی تو از کجا؟ با چی؟
کت و شلوار و کفش ورساچی
گفتوگو پشت آن مدیر، پره
که لباسش کریستین دیوره
نزنی عطر و ادکلن هم جز
عطر گل یا نهایتا «تی رز»
شرط زهد است، همچون سجاده
کت و شلوار از مد افتاده
جای این کارهای موجب شک
باغ و ویلا بساز در شمشک
پول را باید آدمی ببرد
دفتر و خانه در دبی بخرد
کیف دارد که پول در سوئیس
باشد و خانه تو در پاریس
ای بسا پاره پوش بد منظر
که طلب دارد از امیر قطر
وی بسا شیک پوش خوش دک و پز
که مرتب می آورد هی بز
میشود باعث بلا، این هم
مدل و نام و شکل ماشین هم
گرچه ماشین خدمتی، لگن است
مانع نیش و طعن مرد و زن است
بر تویوتای خود سوار نشو
ای پسر، با لگن بیا و برو
تازه این طور، بیمه خواهی بود
بیخیال جریمه خواهی بود
میشوند از تو مرد و زن ممنون
چشمشان هم نمیزند بیرون!
نوع بیان حکایتها و ورود به موضوع در شعر زرویی شباهت به بوستان و گلستان دارد. تشبیهها، استعارهها و کنایهها در «اصل مطلب» همه نو و بدیع هستند و کلام را شیرین و دلپذیر کردهاند:
جملهای توی مشق خط، الگوست:
«ادب مرد، به ز دولت اوست»
گفته ایضا حکیم نامی روم:
بیادب، شد ز لطف حق، محروم
اگر آرام یا جلب باشد
بچه باید که با ادب باشد
نرود مطلقا کنار اجاق
نکند ورجه ورجه دور اتاق
نکند ظهر، با سعید و امیر
توی سوراخ قفل مردم، قیر
نشکند فیلتر «مسنجر» را
قفل رمز و کد «رسیور» را
پیش مادر _ پدر، شب از کلکی
نزند خویش را به خواب، الکی!
بچهی با ادب، زپرتی نیست
تنبل و بیحیا و قرتی نیست
بچه وقتی که با ادب باشد
توی قندان نمک نمیپاشد
نخورد هیچ، بیهماهنگی
چک و پس گردنی و اردنگی
توی قنداقه تا زمان بلوغ
نکند خانه را شلوغ و پلوغ
بیخود و بیجهت نمیخندد
نخ به پای مگس نمیبندد
موقع صرف شام و وقت ناهار
ساکت و بیصداست چون دیوار
نرود مثل خرس «کوآلا»
از سر و کول مادرش بالا
میزند بعد جوک، فقط لبخند
نکند خنده با صدای بلند
گرچه محبوب و نازنین و تک است
بچه با ادب چه بینمک است!
به نکاتی که گفته شد انتخاب وزن را هم اضافه کنید. زرویی بیشتر شعرهای «اصل مطلب» را در بحر «خفیف» سروده است که بسیار خوش آهنگ است و اختیارات خوبی هم در اختیار شاعر میگذارد. این وزن امروزه به پیروی از زوریی بسیار مورد استفاده شعرای جوان قرار میگیرد.
قالب شعرهای «اصل مطلب» فارغ از مثنوی بودنشان یک اهمیت مهم دارند و آن اهمیت این است که زرویی آنها را خطاب به فرزنداش سروده است که این فرم و نحوهی داستانگویی به او فرصت بیشتری برای بیان مطالب داده است.
اما دومین مورد از موارد اهمیت «اصل مطلب» مربوط به بدیع معنوی و ویژگیهای معنایی و محتوایی کلام است، چیزی که در شعر زرویی نصرآباد در اوج است و او به کمک آنها خود را در قالب یک متفکر نشان میدهد. بدیع معنوی در شعر زرویی خود میتواند سرفصل یک پژوهش دانشگاهی باشد، اما آن چه حال میتوان گفت این است که با مطالعهی ویژگیهای معنایی شعر زرویی، او دیگر برای پژوهشگر شاعری طنزپرداز نیست بلکه متفکر و فیلسوفی است که افکار خود را در قالب شعر بیان کرده است. زرویی به واسطهی مطالعات وسیع و گسترده در شعر خود از اغلب فنون استفاده میکند، دایره لغاتش بسیار زیاد است، از تضمین و تلمیح بهره میبرد، شعرش از لحاظ دستوری سالم است و گاه مختصات دستوری و ویژگیهای سبکی دورههای گوناگون ادب فارسی را با همان روش اما با حال وهوای امروزی مورد استفاده قرار میدهد، کلماتی که استفاده میکند فاخر و ادبی هستند و اما روان و آشنا:
پسرم ای بسا مدیر شریف
رفته دنبال پول، پول کثیف
یا
پای اغیار اگر که وا گردد
دفترت کاروانسرا گردد
یا
در مدیریت ای پسرمیکوش
که نیفتی به عجز وجوش و خروش
یا
کس نیارد مگر به مجبوری
روز روشن چراغ زنبوری
از اینها که بگذریم در یکی از مهمترین مشخصههای شعر زرویی در «اصل مطلب» حسن مطلعها و حسن مقطعهاست که از ویژگیهای سبکی ادب تعلیمی است و در شعر شاعر به وجود نمیآید مگر با کسب فضیلتها. کسانی که زرویی نصرآباد از نزدیک آشنایی دارند به خوبی میدانند میزان مطالعه او چه قدر وسیع و متنوع است و این گونه است که وی در قامت متفکر نمایان میشود، حسن مطلع یا حسن مقطع آوردن در شعر حاصل یک کوشش فکری است و مثل آوردن قافیه نیست که مثلا شاعر با خود بگوید میخواهم در آغاز سخن حسن مطلعی بیاورم. فرق شعر طنز زرویی با دیگران در اینجاست، شعری سراسر تعلیمی و مودب، گزنده، روان و البته خندهدار، به این معنی که حتا باعث قهقه هم میشود. یقین دارم روزی حسن مطلعها و حسن مقطعهای زرویی در «اصل مطلب» بین مردم مثل خواهد شد، مانند:
پسرم مردمی که مرموزند
بیشتر نیکبخت و بهروزند
یا
مایهی رنج و سختی است و عذاب
بچهی دیر خواب زود نخواب
یا
عالم از اتفاق حامله است
پسرم زندگی معامله است
یا
وامهایی که خرج یک روزه
جای آن تا سه سال میسوزه
زرویی در کلام خود چه در معنا و در چه در زبان وامدار مشروطه و جریانهای شعر فکاهی و طنز آن دوره هم هست، به طوری که استفاده از کلمات و یا واژههای زبان محاوره در شعر او کم نیست. کلام زرویی در «اصل مطلب» سرشار است از مثلها، عبارات قرآنی و ارجاعهای بیشمار که البته به جا استفاده شدهاند.
در پایان باید گفت که موضوعهایی که زرویی در «اصل مطلب» با آنها پرداخته است همین موضوعهای ساده و روزمره است، چیز عجیبی در موضوعهای انتخابی او وجود ندارد، اما نکتهای که شعر او را از دیگران متمایز میکند این است که در تمام موضوعهایی که انتخاب کرده است و دربارهی هر چیزی که سخن گفته است نگران انسان بوده است. زرویی همچون دیگر بزرگان ادب، بابت هیچ چیزی دلنگران نیست جز انسانیت، او در خلال شعرهایش و آموزشهایی که به پسرش میدهد زوال اخلاق و شرافت را بازگو میکند و دل مشغولیاش آدمی است بدون این که بخواهد کسی را نصیحت کند و یا مجبور کند آدم باشد:
پسرم، گاه میشود که بشر
میرود از فرشته بالاتر
همچنین، میشود که از انسان
به خدا شکوه میبرد شیطان
از خدا، گر نباشد اصلاً ترس
آدمی، میدهد به شیطان، درس
گر به قدرت رسد، چنان و چنین
کارها میکند بیا و ببین
من ندیدم به وقت ظلم و ستم
از خدا بیخبرتر از آدم
با طرب، خانه میکند خناس
خاصه در سینه خدانشناس
خواب قدرت که خواب خرگوشی است
اولین مشکلش، فراموشی است
آن سؤال و صراط و آن سر پل
رود از یاد آدمی، بالکل
وضع دیروز و بخت خاموشش
همچنین میشود فراموشش
نکند اعتنا به کس، جایی
غافل از این که هست فردایی
به کسان، لطف او شود شامل
شود از یاد بیکسان، غافل
نکند وقت طرح لایحهای
یادی از رفتهای، به فاتحه ای
دل آدم که سرد و سخت شود
دیگر آدم، سیاهبخت شود
در نهایت، سلوک و سیری نیست
پشت آدم، دعای خیری نیست
آن ریاست که خیر از آن پر زد
به خدا یک قران نمیارزد
پیش ما، نام نیک و نان و تره
خوشتر از لعنت و کباب بره
پس حساب و کتاب، با خود تو
پسرم، انتخاب، با خود تو
این نقد کوتاه بر کتاب «اصل مطلب» بود که به گمان من بیان کنندهی تفکر و هنر زرویی است. البته ایشان آثار دیگر منتشر شده و منتشر نشدهی بسیاری دارند که در تحقیقی جامعتر میتوان از آنها نیز بهره جست. «اصل مطلب» اثری سهل و ممتنع است که پر است از چیزهایی که میشود دربارهی آنها نوشت، یکی از آن چیزها سیاست است که موضوع جذاب و همیشگی طنز است، سخن را با این بیت از استاد به پایان میبرم که فرمودند:
این ریاست که کارپردازی است
نود و هشت درصدش بازی است



«اما او نه سعدی و نه ایرج میرزا بلکه ابوالفضل زرویی نصرآباد است.» هر چند که میشود گفت او ادامهی آنهاست. البته خود او نیز منکر این نکته نیست.
صدای زرویی را میشود در آثارش شنید. یعنی آثار او از شخصیتش جدا نیستند. شاید بگویید که آثار هر کس از شخصیت و تفکر او نشات میگیرد. اما کم نیستند کسانی که خوب مینویسند و خوب حرف میزنند، اما خودشان شکل دیگری هستند.
زرویی و آثارش هر دو مثل هم زلالند.
سلام.
خوشحالم ازاین که صحبت از کتاب اصل مطلب هم شد. استاد زرویی که انقدر بر سر ما حق دارند که در بیان نمی گنجد اما کتاب “اصل مطلب”هم برای خود من در دورانی که دسترسی به استاد نداشتم استادی کرد!
به نظر من اصل مطلب زرویی خواه ناخواه انگیزه خواندن خط به خط دیوان سعدی و ایرج را در آدمیزاد بوجود می آورد فلذا آقای ساکی دمتان گرم و سرتان خوش باد!
خدا نگهدارشان باشد
زیبا بود به منم سرکی بزن داش