کار کار انگلیسیهاست؟
استاد ایرج پزشکزاد سال گذشته در مستندی از بیبیسی گفت منظورش از کار کار انگلیسیهاست، کار کار انگلیسیهاست نبوده است. به هر حال نظر ایشان است اما به نظر من کار کار انگلیسیهاست همان کار کار انگلیسیهاست.
در یک جلسهی پرسش و پاسخ که با حضور «پزشکزاد» رخ داد: با اولین سئوالها آشکار شد اکثر مردم، یا دست کم اکثر حاضران در جلسه بیش از آن که استدلالهای بخش اول آقای پزشکزاد را پذیرفته باشند، مخلوق وی دائی جان ناپلئون را پذیرفته دارند و به هیچ رو قصد آن نیست تا با توضیحات تاریخی وی از نظر خود برگردند.
پرسش و پاسخ را خانمی روانپزشک گشود که با اشاره به تخصص خود به مصاحبهای با دکتر دیوید اوئن، وزیر خارجهی پیشین بریتانیا، اشاره کرد که در آن گفته زمانی که برای دیدار رسمی از مسکو عازم آن شهر بوده از سوی نخست وزیر ماموریت گرفته که موقع دست دادن نبض برژنف را بگیرد تا معلوم شود که شایعهی بیماریش تا چه اندازه درست است.
خانم پرسشگر با تاکید بر این که پس درست است آن ها که میگویند یک کاسهای زیر نیم کاسهی انگلیسیها هست، نشان داد که توضیحات بعدی آقای پزشکزاد هم وی را قانع نکرده است. به خصوص که به یاد آورد که در خاطرات سفیر بریتانیا در دوران انقلاب خوانده است که “ما از بیماری شاه خبر چندانی نداشتیم”
پرسش کننده که با حرارت سخن میگفت، اضافه کرد “اگر زیر سر انگلیسیها نبوده من نمیدانم ترکیه و سعودی را بعد جنگ جهانی دوم کی ساخت و بحرین را کی از ما جدا کرد. اگر اینها نشان حضور و نفوذ نیست، پس علامت چیست؟” پزشکزاد جواب داد علامت ظهور دائی جان.
بگذریم، بخشی سه دقیقهای از سریال «دایی جان ناپلئون» را به صورت شنیداری انتخاب کردهام تا خاطراتتان تازه شود. دایی جان از این که حالا (حالا نه، آن وقتها) همه ادعا میکنند مشروطهخواه هستند گله میکند و چیزهایی میگوید که انگار حالاست (همان آن وقتها).
پینوشت:


