بیست و هفت داستانی که باید خواند

«خرمگس و زن ستیز» مجموعه‌ای است از بهترین داستان‌های کوتاه طنز (۲۷ داستان) از نویسندگانی چون: اُ هنری، یان گرانت، جروم کی جروم، دوروتی پارکر، تری بیسن، فرانک استاکتن و دیگران. داستان‌هایی کوتاه، جذاب، فوق‌العاده و شیرین. داستان‌ها در «خرمگس و زن ستیز» اغلب طنز هستند، اما در بین آنها هجویه‌های بسیار قدرت‌مندی نیز به چشم می‌خورد که در داستان‌های فارسی به ندرت دیده می‌شود. کتاب «خرمگس و زن ستیز» خوش‌بختانه پیش‌گفتاری دارد که حسین یعقوبی در آن به خوبی درباره‌ی روش‌ طنزپردازی در داستان‌های مجموعه صحبت کرده و روش طنازی در داستان‌‌ها را برشمرده است،

اما چیزی که این جا لازم است به آن پرداخته شود این نکته است که اصولا ویژگی اصلی این داستان‌های طنز کدام است و فرق بین داستان و داستان طنز در نقد ادبی غربی و آثار معاصر فارسی در چیست. اصولا در محافل ادبی به هر داستانی که رگه‌هایی از طنز و شوخ‌طبعی در آن وجود داشته باشد داستان طنز می‌گویند، یعنی اگر نویسنده از روش طنز هم در داستا‌ن‌اش استفاده کرده باشد به دلیل وجود همین رگه‌های طنز آن را داستان طنز می‌نامند که این گونه، بسیاری از داستان‌ها و رمان‌ها در دایره تعریف طنز قرار می‌گیرد. اما در نقد ادبی غربی برای داستان‌ طنز تعریف و حدود مشخصی دارند که مرز میان داستانی که طنز هم دارد و داستان طنز را آشکار می‌کند. در واقع این مرز بندی بر اساس نیت نویسنده مشخص می‌شود و پاسخی است به این پرسش که آیا نویسنده از ابتدا می‌خواسته داستان طنز بنویسد یا داستانی طنزآلود؟ میان داستان طنز و داستان طنزآلود فرق هست و همین فرق است که در نقد ادبی غربی مورد توجه خاص است. داستان‌ها در «خرمگس و زن ستیز» شوخ‌طبعانه و طنز هستند و از ابتدا بر مبنای شوخی نوشته شده‌اند.
در نقد ادبی غرب اصطلاحی وجود دارد به نام «موقعیت کنایی» یا «ironic situation» که تقریبا می‌توان گفت اثری از این تکنیک در ادب کلاسیک ما دیده نمی‌شود و در معاصر فارسی هم بیشتر محدود به تجربه‌های نخستین داستان‌نویسی در ایران است. «موقعیت کنایی» ایجاد موقعیتی در داستان یا نمایش است که به خودی خود طنزآمیز باشد، مثل ایجاد موقعیتی که جمال‌زاده در «فارسی شکر است» ایجاد کرده است و چند نفر را با هم در یک زندان حبس کرده است که هر کدام یه جور حرف می‌زنند. یا هدایت در «مرده‌خوارها» در یک داستان تک اپیزودی دو هووی شوهر مرده را با هم در یک اتاق کنار هم قرار داده است. این «موقعیت کنایی» باعث تفاوت میان داستان‌های طنز ایرانی و غربی است، داستان‌هایی که در مجموعه‌ی «خرمگس و زن ستیز» آمده‌اند همه «موقعیت‌های کنایی» هستند که خواننده‌ی ایرانی با آن کمتر آشناست. این «موقعیت‌ کنایی» گاه پیرنگ داستان است و چرایی و چیستی اتقافات داستان بر مبنای آن طراحی شده است و گاه طرح داستان است و روابط علی و معلولی بر آن استوار است. «موقعیت کنایی» همان «طنز موقیعتی» است که درباره‌ی سینمای کمدی مطرح است، اما باید توجه داشت «موقعیت‌ کنایی» به معنای زمین خوردن کاراکترها یا نمونه‌هایی از این دست در فیلم یا نمایش نیست بلکه همان طور که گفته شد «موقعیت‌های کنایی» پیوستگی و خنده‌ناکی فضا و درام است.
حسین یعقوبی در مورد اهمیت خواندن این کتاب و داستان‌های کم‌نظیرش نوشته است: ((ببینم این جمله‌ی سارتر را شنیده‌اید؟ چیزی که می‌خوری تبدیل به نجاست می‌شود، اما چیزی که می‌خوانی و درباره‌اش فکر می‌کنی می‌تواند به راحتی تبدیل به گل سرخ شود. حتم دارم که منظور سارتر از چیز دوم مجموعه قصه‌های کوتاه طنز درجه یکی مثل همین کتابی است که در دست دارید)). منبع: گل آقا

چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
  • حنا
    اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۴۱ | #1

    بابا خسته شدیم سال نو شد. هوا خوب شد. وب تازه شد اما اخلاقت عوض نشد. هنوزم وبت خشکه خشکه. احتیاج به یکم بارون داری… اما چه فایده. هرچه می زنیم توی سرمان که بابا یکم بخندان، تو مثل بز سرت را می ندازی پایین.

نظر شما چیست؟

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>