مولوی و دنیا
بحث در مورد دنیا و جهان مادی و چگونگی آن از مهمترین مباحثی است که همواره در ادب عرفانی ما مطرح بوده است و شاعران و اندیشمندان مکررا از آن سخن گفتهاند که این سخنان به قدری زیاد است که باید برای هر شاعری پروندهای جداگانه برای بررسی نگرش او به دنیا و جهان مادی و جسم تشکیل داد. شاعران بزرگ ادب پارسی هر کدام تعابیر خاص و صفات گوناگونی برا ی دنیا برشمردهاند، مثلا حضرت حافظ میفرماید:
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
یا
مجو درستی عهد از جهان سست بنیاد
که این عجوزه عروس هزار دامادست
یا
خوش عروسی است جهان از ره صورت لیکن
هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد
هر چند نزد عامه دنیا همواره تعبیر به عناصر مادی، لوازم زندگی و از این دست میشود اما دنیا در عرفان و حکمت و تصوف معنایی غیر از این دارد. بسیاری هنوز گمان میکنند که ترک دنیا یعنی ترک زندگی کردن و ترک مواهب و لذتهای دنیوی. البته منکر این قضیه نمیشویم که اهل تصوف و سلوک بسیاری از آنچه گفته شده را بر خود حرام و از نعمتها استفاده نمیکردند و بدن و روح را در آزمون قرار میدادند اما دنیای آنها با دنیای ما فرق بسیار دارد.
مرحوم دهخدا در مورد دنیا می نویسد:
(( تأنیث ادنى، به معنى نزدیکتر. (مهذب الاسماء) (از منتهى الارب). نزدیکتر. (ترجمان القرآن جرجانى ص ۴۹). مقابل قُصْوى. (یادداشت مؤلف). السماء الدنیا؛ این آسمان به سبب نزدیکى آن از ساکنان زمین، و همچنین است سماء الدنیا به اضافه. (از منتهى الارب) (ناظم الاطباء). || زن بسیار نزدیکشونده. مشتق از دنو که به معنى قریب باشد چرا که دنیا اقرب است به سوى آدمى به نسبت عقبى. || زن سخت خسیس و ناکس، مشتق از دنائت که به معنى ناکسى و زبونى است. (از غیاث) (از آنندراج). || (اِ) کنایه از معاشرت و مجامعت. (لغت محلى شوشتر). || این جهان نزدیک. ج، دُنَّى. (منتهى الارب) (ناظم الاطباء). جهان. گیتى. این گیتى. جهانى که در آن هستیم. عالم مادى. عالم حاضر………..))
اما دنیا در اصطلاح تصوف چیزی است که انسان را از خدا باز دارد. اهل سلوک گفتهاند آنچه تو را از یاد خدا باز دارد آن دنیا باشد. درمورد دنیا تعابیر و گفتههای متعدد و زیادی از عرفا و سالکان و ائمه و پیامبر عظیم الشأن اسلام در دست است. حضرت محمد (ص) میفرماید: دنیا خانه اشخاص بیخانمان است و مال و خواسته کسی است که او را مال نیست. و نیز گفته اند که « الدنیا قنطره الاخره»، دنیا پلی است به سوی آخرت یا گفتهاند « الدنیا دار بالبلاء محفوفه » دنیا خانه ای است همراه با بلایا و مصائب. در مورد بی وفایی دنیا و سفله پروری آن و اینکه زمام مراد را به دست مردم نادان میدهد در ادب عرفانی و تعلیمی ما سخن بسیار گفته شده است که این جا مجال پرداختن به آن نیست اما مولوی در مثنوی معنوی تعبیر بسیار عالی و جالب و کاملی از مفهوم دنیا در نزد اهل سلوک دارد که فارغ از تشبیه دنیا به زندان و رویا و اسارت و ذم جهان تن و فریبکاری دنیا و این قبیل مسائل تعریفی از دنیا میکند که همان تعبیر عرفانی و خاص از آن است. مولانا در ابیات ۹۹۰ ـ ۹۸۳ دفتر اول مثنوی میفرماید:
((چیست دنیا؟ از خدا غافل بُدن
نی قماش و نقره و میزان و وزن
مال را کز بهر دین باشی حمول
نعم مال صالح خواندش رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است
آب اندرزیر کشتی پشتی است
چونکه مال و ملک را از دل براند
زان سلیمان، خویش جز مسکین نخواند
کوزه سر بسته اندرآب زفت
از دل پر باده ، فوق آب رفت
باد درویشی چو در باطن بود
بر سر آب جهان ، ساکن بود
گرچه جمله این جهان ملک وی است
ملک در چشم دل او، لاشی است
پس دهان دل ببند و مهر کن
پر کنش از بادگیر من لدن))
همانطور که عرض کردم صحبت از دنیا در ادب عرفانی و مثنوی معنوی و شرح و تفسیر ابیات در حوصله این نوشته نیست. شما میتوانید با مراجعه به « شرح مثنوی شریف» تألیف استاد فقید بدیع الزمان فروزانفر تفسیر و شرح این ابیات را بخوانید و استفاده کنید.
استاد کریم زمانی هم در کتاب « میناگرعشق» از صفحات ۷۹۲ تا ۸۱۱ کلیه ابیاتی که مولانا در آنها در مورد دنیا سخن گفته است را جمع آوری کردهاند که دیدگاه مولوی را در مورد دنیا نشان میدهد که بسیار آموزنده و راهگشاست.
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان


