قندشکن
مشغول قند شکستن هستم که مادربزرگ میآید میایستد بالای سرم،.تندتند قندها را میشکنم و در کیسه پارچه ای میریزم. مادربزگ زل زده و نگاهام میکند. گمان میکنم از این که نوهاش تندتند قند میشکند و قندها را یک اندازه و مکعبی در میآورد به خودش افتخار میکند. منتظر میمانم تا حرفی بزند. بعد از دو سه دقیقه به حرف میآید و میگوید: نهنه مجازات نداره؟ همان طور که قند میشکنم میگویم چی مجازات نداره نهنه؟ میگوید: قند شکستن. به بالای سر نگاه میکنم، با عینک ته استکانی زل زده و نگاه میکند، با لرزش دستاش همهی بدنش تکان میخورد. میگویم: نهنه جون دارم قند میشکنم، قند است هروئین که نیست. میگوید: چه میدانم نهنه، اخبار میگفت شکستن جرم داره، نگران شدم کسی تو را نبیند. میگویم: نهنه شکستن چی جرم داره؟ میگوید: اخبار دربارهی شکستن میگفت که جرم است، و دایم کامپیوترها را نشان میداد نهنه، از همینها که تو هم داری. میگویم: نهنه منظورش استفاده از فیلتر شکن بوده نه قند شکن. میگوید: نهنه من این چیزها را نمیدانم، قندها را بگذار پدرت بشکند که عمرش را کرده. تو جوانی مادر. نشکن، نه قند را، نه چیزهایی که اخبار گفت.


